راغبـ

جانان هر آنچه می طلبد، آنم آرزوست...

راغبـ

جانان هر آنچه می طلبد، آنم آرزوست...

راغبـ

هیچ وقت هم نباید خسته بشویم.
شنفتید آیه‌ى قرآن را
«فاذا فرغت فانصب»
وقتى از کار فراغت پیدا کردى،
یعنى کارت تمام شد،
تازه قامت راست کن،
یعنى شروع کن به کار بعدى؛
توقف وجود ندارد.
«فاذا فرغت فانصب.
و الى ربّک فارغب»؛
با هر حرکت خوبى که به سمت
آرمانهاى پذیرفته شده
و اعلام شده‌ى اسلام حرکت کنید،
این، رغبت الى‌اللّه است.
البته معنویت، ارتباط دلى با خدا،
نقش اساسى‌اى دارد.
این را باید همه بدانند.
حضرت آقا
۱۳۹۱/۰۶/۲۸

مانیفست ثابت


مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت - ارواحنافداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد.
مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه‌ای مسئولین را از وظیفه‌ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.
توضیحات بیشتر


بدانید که خدای متعال پشتیبان شما است؛ در این هیچ تردید نکنید که «اِن تَنصُرُوا اللهَ یَنصُرکم». همّت ما باید این باشد که ان تنصروا الله را تأمین کنیم؛ خدا را نصرت کنیم. اگر نیّت ما، عمل ما، حرکت ما تطبیق کند با ان تنصروا الله، دنبالش ینصرکم حتماً وجود دارد؛ وعده‌ی الهی تخلّف‌ناپذیر است. این حرکت را دنبال کنید، این کار را دنبال کنید؛ این جدّیّتها را دنبال کنید؛ آینده مال شما است. دشمنان اسلام و مسلمین، هم در منطقه‌ی غرب آسیا شکست خواهند خورد، هم در مناطق دیگر؛ هم در زمینه‌ی امنیّتی و نظامی شکست خواهند خورد، هم به توفیق الهی در زمینه‌های اقتصادی و در زمینه‌های فرهنگی؛ به شرط اینکه ما کار کنیم. اگر ما پابه‌رکاب باشیم، اگر ما بدرستی و به معنای واقعی کلمه حضور داشته باشیم، پای کار باشیم، قطعاً دشمن شکست خواهد خورد؛ در این هیچ تردیدی وجود ندارد.

۱۳۹۴/۰۷/۱۵

شهدائنا،عظمائنا

عکس و ایده از beyzai.ir
تکلیف


اكنون ملت ايران بايد عقب‌افتادگى‌ها را جبران كند.اينك فرصت بى‌نظيرى از حكومت دين و دانش بر ايران، پديد آمده است كه بايد از آن در جهت اعتلاى فكر و فرهنگ اين كشور بهره جست.
امروز كتابخوانى و علم‌آموزى نه تنها يك وظيفه‌ى ملى، كه يك واجب دينى است.
از همه بيشتر، جوانان و نوجوانان، بايد احساس وظيفه كنند، اگرچه آنگاه كه انس با كتاب رواج يابد، كتابخوانى نه يك تكليف، كه يك كار شيرين و يك نياز تعلّل‌ناپذير و يك وسيله براى آراستن شخصيت خويشتن، تلقى خواهد شد؛ و نه تنها جوانان، كه همه‌ى نسل‌ها و قشرها از سر دلخواه و شوق بدان رو خواهند آورد.
حضرت آقا
1372/10/4
ییلاق


قسمت خشن و درشت ساقه ها و برگهای گندم و جو و امثال آن که در زمین پس از درو ماند را کلش گویند
بایگانی
رازدل

راغبـ به لطف خدا عضوی از باشگاه وبلاگ نویسان رازدل است!

۲۲ مطلب با موضوع «انقلاب اسلامی» ثبت شده است

دوران مبارزات 1

جمعه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۶

سال 88، در بحبوحه ی فتنه و اغتشاش، من نوجوان کنکوری، تکلیفم را ساعت یک نیمه شب، در کنار دیوار نوشته های "زنده باد موسوی"،  به زعم خود، اینگونه ادا کردم :




پ.ن : رنگ عوض نکنیم ؛

  • ۰ نظر
  • ۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۴۷
  • محمدمهدی

بیخ شوکران

پنجشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۹۵

شهدای مدافع حرم افغان مظلومند. خانواده هایشان هم مظلومند. ته یک کوچه ی خاکی با جوب های روان در وسط آن. خانه های قدیمی و کوچک. بچه هایی که روی زمین خوابیده اند و پتو را چنان دورشان پیچیده اند، سردشان است.

کوچه های تنگ و باریک ؛ همسایه هایشان هم نمی شناسندشان.

حتی آن هنرپیشه ی معروف با چند میلیون فالوئر هم نمی شناسدشان.


حتی آن حزب اللهی عمار رهبری افسر جنگ نرم.

خودم هم تا دیروز خبر نداشتم ...

  • ۱ نظر
  • ۱۹ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۲۷
  • محمدمهدی

  مسئولین باید حواسشان باشد. بنده به رئیس‌جمهور محترم گفتم به مدیرانتان تذکّر بدهید تا مدیریّت همراه با شفّافیّت انجام بدهند، مدیریّت همراه با نظارت انجام بدهند. مدیر باید نظارت کند، باید کار را دنبال بکند. به صرف اینکه ما گفتیم فلان کار بشود، طرف مقابل هم گفت چشم، که کار تحقّق پیدا نمیکند. کار بایستی در میدان و روی زمین مشخّص بشود که انجام شد؛ اینها آن چیزهایی است که مورد نیاز ما است و بایستی به آن توجّه کرد.

بیانات در دیدار مردم آذربایجان شرقی ۱۳۹۵/۱۱/۲۷


کار کشور دست کدام بی خاصیت هایی افتاده که باید برای رئیس جمهور مملکت و مدیران ارشد کلاس اصول مدیریت بگذارند که اصل کار پیگیری است. فرمانده ی ما در جلساتمان بارها مطرح کرده که بند پ در جمهوری اسلامی پول و پارتی نیست ؛ بلکه پیگیری است. کسی که پیگیر تر باشد کارش جلوتر است. آن وقت عالی ترین مقام اجرایی کشور دست به شکمش میگیرد و نامه می نویسد که اینکار بشود. به گمانش هم می شود. برود سر قبر امواتش بنشیند تا بشود !


کسی که یک ثانیه کسی را معطل کند آن دنیا باید پاسخگو باشد ؛ کسی که یک مملکت 80 میلیونی را - بخوانید انقلاب اسلامی - چهارسال معطل بی عرضگی ها و قدرت طلبی های خودش بکند چه خاک به سری است ؟!


پ.ن 1 : چهل روز است دنیا پررنگ تر و جذاب تر شده. خدا برکت بدهد.

پ.ن 2 : خداوندا ما آماده ایم. وقتش رسیده است.

  • محمدمهدی

همه و هیچ

شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۴

بسم الله


یکم - طغیان

جناب استاد ، می فرمودند که فرعون برخلاف تصورات ما بسیار انسان عاقل و هوشمندی بوده است. مگر می شود بر مملکت به آن بزرگی حکومت کرد و چرخ آن را چرخاند و احمق و نادان بود؟! ... اصلا این طور نبوده. فرعون ادعای الوهیت و ربوبیتی که می کرد به این معنا نبوده که آدم ها را خلق می کند و خود نمی میرد و از ابتدا بوده و ... یا حتی اینطور نبوده که می گفته من آن شفیع و رابط بین خدا و خلق هستم چون خود فرعون بت پرست بوده است. این که در قرآن از قول فرعون آمده «انا ربکم الاعلی» بحثش اصلا و ابدا این موضوعات نبوده ؛ دقیقا منظور این بوده که نظام سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مردم و اون فکر به دست فرعون است ... این حرف بدیه ؟ خیلی از ما این حرف را می زنیم ... بر طبق آیات ابتدایی سوره ی لیل کسی که احساس نیاز به خداوند ندارد جزو متقین محسوب نمی گردد. نمونه ی بارزش هم همین آقای فرعون.*

بگذریم ...


دوم - اظهار فضل

سال قبل و در اوایل روی کار آمدن دولت بنفش ها بود، دکتر یزدانی که جزو مشاوران اصلی تیم اقتصادی دولت به حساب می آید سر یکی از کلاس های دانشگاه ابراز فضل کرده و فرموده بودند که این دولت به واسطه ی اینکه تمامی نخبگان کشور را دور هم جمع کرده ، اگر نتواند مشکلات اقتصادی را حل کند ، دیگر کسی نیست که بتواند بر این مشکلات پیروز شود. نقلی به همین مضمون. از خیر جواب دادن به حرفشان گذشتم هر چند جواب دست به نقدی هم برای این حرف در چنته داشتم. گذشت تا عین همین اظهار نظر را در جلسه ای با حضور وزیر محترم اقتصاد از قول جناب آقای افشانی استاندار استان فارس در اینجا خواندم که خودشان و هم قماش هایشان را غول آخر قضیه و به اصطلاح ختم روزگار می دانستند.

جستجویی ساده در سوابق این دو بزرگوار نقطه ای مشترک و جالب را روشن می کند. این که هیچ کدام علیرغم اینکه زمان جنگ در بهترین سنین جوانی شان به سر می برده اند و هنگامی که خمینی بت شکن جهاد با استکبار را اولویت اول کشور اعلام کرد که بهترین دسته گل های این سرزمین در هر لباس و حرفه ای کندند و به جبهه ها پیوستند ؛ آقایان در فکر تحصیل علم و دانش بوده اند بلکه چنین روزگاری برسد و مملکت به دکتر و مهندس هایش ببالد که قرار است گره از مشکلات اقتصادی کشور باز کنند.

سوابق تحصیلی جناب طیب نیا - وزیر محترم اقتصاد دولت بنفش

رتبه ی یک کنکور ، دانشگاهش را ول کرد و رفت ؛ پدری که در خرج زندگی هفت - هشت بچه ی قد و نیم قد مانده بود عازم شد ؛ جوانی که تازه چهل روز بود عقد کرده بود رفت تا به عملیات برسد و دیگر برنگشت. خیلی ها رفتند و خیلی ها هم نرفتند. دکتر یزدانی زمان جنگ در لندن به سر می برد و احتمالا ناراحت بود که عمل به وظیفه ی خطیر تحصیل دست و پایش را برای حضور در کنار رزمندگان اسلام بسته ؛ جناب طیب نیا هم که یک کله از لیسانس تا دکترایشان را در تهران درنوردیدند تا امروز به داد کشور برسند آن زمان فرصتی بهشان دست نداد که جبهه ها را از نزدیک ببینند!

خیالتان راحت ؛ قول شرف می دهم اینها که سهل است ، هزار برابر بزرگتر و گرگ تر از این اساتید به بدنه ی مدیران کشور تزریق شوند ، آبی گرم نخواهد شد که هیچ ، جیب مردم کوچکتر هم می شود. اینها سختی ندیده اند. با صدای توپ و خمپاره از جا نپریده اند. شب عملیات سیزده کیلومتر پیاده نرفته اند و خط شکنی نکرده اند. نان کپک زده سق نزده اند و پوست دستشان به ماشه ی داغ اسلحه نچسبیده و کنده نشده. در سرمای کوه های کردستان و کرمانشاه و ایلام میان برف گیر نکرده اند و پایشان را از دست نداده اند. تکه های بدن دوستانشان را داخل چفیه بقچه نکرده اند تا برای پدر و مادر دوستشان سوغاتی ببرند. خلاصه کنم ؛ از راه خمینی هیچ نفهمیده اند و نخواهند هم فهمید. هر چه هم بگویی دیگر فایده ای ندارد به حالشان. که آنقدر به دانش و تخصصشان اعتماد دارند که لزومی نمی بینند شب ها از خواب بپرند و به درگاه خدا عجز و ناله کنند. که اگر می فهمیدند در مقابل عظمت خدا هیچند جرات این مدل بلبل زبانی های زیادی را نمی کردند. این کشور نیاز به تفکری دارد که به راه امام اعتقاد داشته باشد. ایمان داشته باشد با دست خالی می توان جنگید. باور داشته باشد «وَ للهِ‌ جُنودُ السَّمواتِ وَ الاَرضِ وَ کانَ اللهُ عَزیزًا حَکیمًا» را .(۴) همه‌ی امکانات عالم و سنن عالم، جنود الهی هستند، میتوان آن جنود الهی را پشت سرِ خود قرار داد و به کمک خود کشاند با توکّل به خدا، با پیمودن راه خدا.


سوم - کلام امام در حرم امام

یکی از اصول امام اتّکال به کمک الهی، اعتماد به صدق وعده‌ی الهی، و نقطه‌ی مقابل، بی‌اعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی است؛ این یکی از اجزاء مکتب امام است. اتّکال به قدرت الهی؛ خدای متعال وعده داده است به مؤمنین؛ و کسانی که این وعده را باور ندارند در کلام خودِ خداوند لعن شده‌اند: وَ لَعنَهُمُ الله،(۸) وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم،(۹) آن کسانی که «اَلظّآنّینَ بِاللهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ وَ غَضِبَ اللهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم وَ اَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ وَ سآءَت مَصیرًا».(۱۰) اعتقاد به وعده‌ی الهی، به صدق وعده‌ی الهی - که فرموده است «اِن تَنصُروا اللهَ یَنصُرکُم»(۱۱) - یکی از ارکان تفکّر امام بزرگوار ما است؛ باید به این وعده اعتماد و اتّکال کرد. نقطه‌ی مقابل، به دل‌خوش‌کُنَک‌های دشمنان، مستکبران، قدرتهای جهانی، مطلقاً نباید اعتماد کرد؛ این هم در عمل امام، در رفتار امام، در بیانات امام به‌طور کامل مشهود است.**


* ابتدای جلسه ی اول تفسیر سوره ی ابراهیم

** بیانات مقام معظم رهبری در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه الله

  • ۳ نظر
  • ۰۷ شهریور ۹۴ ، ۰۰:۲۶
  • محمدمهدی

قله

جمعه ۱ خرداد ۱۳۹۴

پ.ن : روز پاسدار ، مبارکتان !
  • ۲ نظر
  • ۰۱ خرداد ۹۴ ، ۲۰:۲۴
  • محمدمهدی

علم سیاه

پنجشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۳

آخر وقت ، در اوج شلوغی خیابان های پایتخت در یکی از معابر پر تردد شهر که قدم بگذاری؛

بعد از مدتی کلافه خواهی شد بابت

ریخت ها و قیافه های رنگین کمانی و

چشم های دنبال شکار و

تلاش برای دزدیدن نگاهت و 

جاخالی دادن به تیرهای زهرآلود شیطان.

همان زمان است که چشمت به چادر دختر یا زنی می افتد که سفت چسبیده است ؛

که یعنی پرچم این راه هنوز بالاست.

که یعنی نهضت همچنان ادامه دارد.

یعنی سنگرت را محکم بچسب ...

آن زمان است که خون تازه راه خود را درون رگ ها باز می کند و جلو می رود.

پ.ن : تقدیم به خواهرانی که ایمان دارند حفظ حجابشان عین جهاد فی سبیل الله است.
  • محمدمهدی

مانیفست ثابت

جمعه ۳ بهمن ۱۳۹۳

متن زیر ، که بخشی از کلمات مسیحایی امام روح الله است را تا سقوط دولت دروغگویان در ابتدای این وبلاگ قرار می دهم و هر از چند گاهی خواندن آن را به امثال خودم توصیه می کنم ؛ جان عالم به فدای راه امام.

مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست. انقلاب مردم ایران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداری حضرت حجت - ارواحنافداه - است که خداوند بر همه مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسائل اقتصادی و مادی اگر لحظه‌ای مسئولین را از وظیفه‌ای که بر عهده دارند منصرف کند، خطری بزرگ و خیانتی سهمگین را به دنبال دارد. باید دولت جمهوری اسلامی تمامی سعی و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنماید، ولی این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانی اسلام است منصرف کند.


  • محمدمهدی

جهت ثبت در تاریخ

شنبه ۲۷ دی ۱۳۹۳

بسم الله

شاید بشود کم نوشت. خیر کلام ، ماقل و دل


چند روز پیش ، آقا روح اله رو تا سر خیابونشون می رسوندم ، توی راه از خاطرات سیاسی - انقلابی اش برام می گفت. کار همیشه مون هست. من می پرسم و اون جواب می ده. آقا روح اله سواد نداره. بازنشسته است ولی حرفه ی اصلیش نقاشی ساختمونه. به عنوان منبع درآمد سوم هم در شرکت ما سکان دار شیر سماور و در یخچاله ! بارها به او گفته ام که قبل از آمدنش ما چقدر بدبخت بودیم.

اون شب از داستان گرفتن فائزه هاشمی در خیابان آزادی صحبت می کرد. داستانی که به نقل حاژآقاشون ، دختره رفته بوده تا ساندویچ بخوره ! کنار همه ی سربازها و مسافرایی که توی اون محدوده فلافل می زنن به بدن ! فائزه خانم رو علی الظاهر ، اون طور که آقا روح اله می گفت با مادرش عفت خانم می گیرند و می برند. آقا روح اله توی پایگاه ، چون سن و سالش بالاتر بوده و موی سفیدی داشته ، مسئول هدایت بازداشتی ها به محل بازداشتشون بوده. آقا روح اله می گفت جای بزرگی بوده که همه رو با هم می ریختن اونجا ولی به حاجی می گن که این دونفر رو یه جای دیگه بفرسته تا با بقیه قاطی نشن و بازداشتگاه رو بیشتر از اینی که هست به لجن نکشن ! حاجی که می فرستتشون داخل یه اتاق خالی ، فائزه خانم به زبون میاد و می گه اینجا بو می ده. حاجی هم بهش می گه توقع داری ببریمتون هتل اوین ؟! برید تو مسخره شو در آوردید !! فائزه خانم هم می گه حاجاقا ، تو دیگه برای چی از اینا طرفداری می کنی ؟ از موی سفیدت خجالت نمی کشی ؟! حاجی هم می گه به تو ربطی نداره. خون رفقای من توی جنگ الکی روی زمین نریخته که امثال تو بتونن هر کاری بکنن. اوشون هم گویا کم نمی آره و می گه ما هم داریم راه شهدا رو ادامه می دیم که حاجی در رو می بنده.

چند دقیقه بعدش هم براشون چایی می بره که فائزه خانم دوباره به حرف میان و میگن که نمی خورن ، چون ممکنه توش سم ریخته باشن ؛ حاجی هم جواب می ده که یه چیزی بگید که ارزششو داشته باشید. ارزش سم خوردن رو هم ندارید شما.

و به ساعت نمی کشه که آزاد می شن.


  • محمدمهدی

حلال کنید

جمعه ۱۹ دی ۱۳۹۳

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر عزیزم ؛

سلام

مساله اینقدر مهم هست که این ساعت از شب ، جای خوابیدن برایت بنویسم. اگر از حال من می پرسی که خوبم. این روزها سرمان بابت حسابرسی شلوغ است. اکثر روزها ساعت یازده شب به بعد به خانه می رسم. این حسابرسی چیز کوفتی است. آدم را یاد نکیر و منکر می اندازد. از ترس بندهای حسابرسی ، کارهای کرده و نکرده ات را از سال مالی قبل یکی یکی بررسی می کنی که مبادا کم و کسر قانونی داشته باشد. اگر هم داشت باید خاکی به سر بریزی. بگذریم. حسابرس یک سالت را شخم می زند و نکیر و منکر از آن لحظه ی اول را. خدا به داد همه مان برسد. بگذریم ...

اوضاع مملکت را می بینی ؟! کشور افتاده دست کسانی که کمترین اعتقاد را به انقلاب دارند. زورشان برسد بدشان نمی آید ذلتشان را بیشتر به رخ عالم بکشند. خدا بیامرزد مرحوم گیلانی را که حکم اعدام پسر منافقش را خودش امضا کرد. اینها به خاطر یک دستمال ، قیصریه را به آتش می کشند. عرضه ی مملکت داری ندارند ، تنبلی شان را می اندازند گردن من و تو که آرمان گرا هستیم و به قول خودشان عقلانیت لازم برای صحبت کردن با کدخدای عالم را نداریم. دلم گرفته برادر. سینه ات را جای درد دل امشب من کن.

رهبرمان ، امروز غریب است. مثل مولایمان علی. معاویه ای که یکی از والیان امیرالمومنین بود ، برعلیه اش شورید و جامعه اش را لشگری کرد جلوی پدر یتیمان کوفه ؛ بابای من و تو ! امروز از کسی حرفی در نمی آید ؛ همه انگار لال شده اند. نان به نرخ روز خورها که فکر انتخابات مجلس اند. نگه داشته اند یک وقت رایشان نریزد. سقف مجلس روی سرشان خراب شود به حق پنج تن. هر چه می خواهند به زبان می آورند. جوانان رشیدمان را فرستاده ایم جلوی حرمله ها تا سینه سپر کنند تا مبادا گردی روی حرم آل علی بنشیند. آن وقت دهان کثیفش را باز می کند و از چیزی حرف می زند که عقلش به آن نمی رسد. پیرمرد خرفت یابو صفت.

دلم گرفته ؛ از این همه بدبختی که به سرمان شده است. امروز عددمان از همیشه کمتر است و دشمنانمان از همه طرف دارند میایند. امسال اولین سالی بود که نه دی بچه ها کتک خوردند. انگاری چند وقتی است جای متهم و شاکی عوض شده . 9 دی ، روزی که مردم این کشور نشان دادند امیر دلهایشان چه کسی است ، من و تو باید بابت سالگرد آن روز مشت و لگد بخوریم ! بد روزگاریست. بدتر از آن این است که می بینم برادران تنی که همه از نسل خمینی هستند به جان هم می افتند ، دست به یقه می شوند و برای هم ادعا دارند. به والله شیطان بیکار ننشسته . من و تو را به جان هم می اندازد. دارد بیخودی کار دستمان می دهد. من از همه شان بدبخت ترم. بیا نگذاریم آقایمان بیشتر از این تنها بماند. ما به کمک هم احتیاج داریم ؛

یادمان نرود، رنگ پرچم های جلوی در دانشگاه دارد می رود.

سر راهت ، چند سطل ، سفید و آبی و قرمز بخر ... خیلی کار داریم !


پ.ن : اینجا را بعدا خواندم. قلمت برقرار آقاحسین

  • محمدمهدی

بنیاد رنگ

يكشنبه ۶ مهر ۱۳۹۳
صمیمی می شویم تا حس نکنند اینجا هم اداره است و قرار است پاس کاری شوند. از زندگی شان می پرسم. از سختی که تحمل کرده اند. از بار خرج زندگی مادر، برادر و خواهرهایی که بعضا تنهایی به دوش کشیده اند. اکثرا نتوانسته اند درس بخوانند ؛ سوم راهنمایی به بعد ول کرده اند و چسبیده اند به کار. با سختی های زندگی ، فحش و لیچار سهمیه ی دانشگاهی نداشته شان را هم یدک می کشند.
کار حساس است و مغرض فراوان. برایشان از آینده ای بهتر می گویم. از اینکه اگر به کار بچسبند چه پیش می آید. خیالشان که راحت می شود می ترسانمشان. می گویم اگر حاشیه داشته باشند باید بروند. بدون معطلی می پذیرند.
با صدایی آرام تر برایشان می گویم که هر چه داریم از ثمره ی خون پدرانشان است. در چشمشان زل می زنم و با افتخار می گویم که اگر سرتاپایشان را هم طلا بگیریم جای یک قطره ی خون عزیزشان را نمی گیرد. سرشان را پایین می اندازند ...

امروز خسته مردی را دیدم که هشت گذران زندگی و خرج دختران کلاس هفتم و هشتمش ، گروی هفت دست فروشی و کار در قهوه خانه ای بود که جوان لاابالی و عیاشی که وارد آن می شود دستان مرد را می لرزاند ؛ می گفت کار او نیست ؛ می گفت اگر عصبانی شود استکان را ول می کند سمت جماعت عیاش.

توقعی نداشت ؛ می خواست ببیند فرزندان روح الله را یادمان هست یا نه ؛


پ.ن 1 :  5 میلیون بیکار در این مملکت داریم که 600 هزارتایشان فرزندان شهدا و ایثارگرانند.

پ.ن 2 : المنة لله که شب هجر سر آمد /  خورشید وصال از افق بخت برآمد / سد شکر که زنجیری زندان جدایی / از حبس فراق تو سلامت بدرآمد.

  • محمدمهدی